زنگ زدن. [ زَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) زنگار گرفتن فلز و آیینه و جز آنها. اکسیده شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). فراهم آمدن چرک و زنگ و زنگار در فلزات و جز آن. ( ناظم الاطباء ). زنگ برآوردن آهن و مانند آن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تشکیل یافتن قشری موسوم به زنگ بر سطح فلزات مخصوصاً آهن به سبب تأثیر هوای جو. زنگ زدن اساساً یک عمل اکسیداسیون است که در آن فلز با اکسیژن هوا ترکیب میشود. برای اینکه زنگ زدن م...
فرهنگ معین
(زَ. زَ دَ ) (مص ل . ) زنگار گرفتن فلز و آیینه و مانند آن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نواختن زنگ به صدا در آوردن زنگ .
دانشنامه عمومی
زنگ زدن عبارتی است که به اکسیداسیون آهن اطلاق می شود. اکسیداسیون آهن معمولاً از طریق واکنش با اکسیژن صورت می گیرد اما نوع های دیگری از زنگ زدن وجود دارد که حاصل واکنش آهن و کلر است که به آن زنگ سبز می گویند. زنگ آهن شامل هیدرات آهن (III) اکسید وFe2O3·nH2O آهن (III) اکسید-هیدروکسید (FeO(OH), Fe(OH)3). با دادن زمان کافی تمام آهن به زنگ آهن تبدیل شده و فرو می ریزد.از مهم ترین اکسیدهای آهن می توان به ...
مترادف و متضاد
smut (فعل)زنگ زدن، سیاهولکه دار کردنring (فعل)گرد امدن، احاطه کردن، زنگ زدن، حلقه زدن، چرخ خوردنstain (فعل)رنگ کردن، چرک کردن، لکه دار کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادنcorrode (فعل)سوزاندن، زنگ زدن، خوردن، پوسیدنrust (فعل)زنگ زدن، پوسیدنhang up (فعل)ماندن، زنگ زدن، در حال معلق ماندن، به صحبت تلفنی خاتمه دادنoxidize (فعل)زنگ زدن، با اکسیژن ترکیب کردن...