معانی کلمه : زنهاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که امان و پناه بخواهد، زنهارخواه.
۲. (اسم ) امانت.
۲. (اسم ) امانت.
فرهنگ معین
(زِ )(ص . ) کسی که امان و پناه بخواهد.
فرهنگ فارسی
کسی که امان وپناه ب واهد، عهدوپیمان بستن
( صفت ) ۱ - آنکه شرط و عهد کند . ۲ - کسی که امان و مهلت طلبد جمع زینهاریان .
( صفت ) ۱ - آنکه شرط و عهد کند . ۲ - کسی که امان و مهلت طلبد جمع زینهاریان .
