Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زنهاری

تلفظ بین المللی : /zenhˈɑri/ تلفظ :‌ [zenh'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زنهاریان
  • زنهاریدن
  • زینهاری
  • زنهار
  • زنهار خوردن
  • زنهار شکستن
  • زنهارخوار
  • زنهارخواری
  • زنهاردار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زنهاری. [ زِ ] ( ص نسبی ) کسی را گویند که شرط و عهد کند و مهلت و امان طلبد. ج ، زنهاریان. ( برهان ) ( آنندراج ). زینهاری. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی که شرط و عهدمیکند و امان و مهلت می طلبد. شخصی که در پناه و حمایت کسی درمی آید... در تحت حمایت و در امان و پناه...( ناظم الاطباء ). کسی که امان طلبد و عهد و پیمان کند. ( غیاث ). امان خواه. ( شرفنامه منیری ). امان طلب. امان خواه. امان داده شده. ملتجی. پن...

فرهنگ عمید

۱. کسی که امان و پناه بخواهد، زنهارخواه.
۲. (اسم ) امانت.

فرهنگ معین

(زِ )(ص . ) کسی که امان و پناه بخواهد.

فرهنگ فارسی

کسی که امان وپناه ب واهد، عهدوپیمان بستن
( صفت ) ۱ - آنکه شرط و عهد کند . ۲ - کسی که امان و مهلت طلبد جمع زینهاریان .

کلمات مرتبط

  • زنهاریان
  • زنهاریدن
  • زینهاری
  • زنهار
  • زنهار خوردن
  • زنهار شکستن
  • زنهارخوار
  • زنهارخواری
  • زنهاردار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات