معانی کلمه : زندی
لغت نامه دهخدا
زندی. [ زَ ] ( ص نسبی ) مجوس. زندیق معرب آن. ( فرهنگ رشیدی ). نام طایفه ای است از زردشتی ها و کتابی دارند بنام زند و زندیک و زندیق یعنی قائل به این کتاب. و مانی معروف اولین زندیق بوده. ( از انساب سمعانی ). رجوع به زندیق شود. || منسوب است به زند که از قرای بخارا است. ( از انساب سمعانی ).
گویش مازنی
زانو
زناکار
/zendi/ زانو & زناکار
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) اَورِک؛ ( ط ) دینارانی
