کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زندانی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : زندانی کردن
تلفظ بین المللی :
/zendˈɑni kˈardan/
تلفظ :
[zend'Ani k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دوباره زندان کردن
زندان کردن
گربه در زندان کردن
صمغ زدایی کردن
تشنج زدایی کردن
چرب زبانی کردن
شل و سر زبانی تلفظ کردن
نوک زبانی صحبت کردن
اشکال زدایی کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
incarcerate (فعل)حبس کردن، زندانی کردن، در زندان نهادنquad (فعل)در زندان افکندن، زندانی کردنimmure (فعل)محصور کردن، در دیوار قرار دادن، در چهار دیوار نگاهداشتن، زندانی کردنsend up (فعل)زندانی کردن، به زندان فرستادن...
کلمات مرتبط
دوباره زندان کردن
زندان کردن
گربه در زندان کردن
صمغ زدایی کردن
تشنج زدایی کردن
چرب زبانی کردن
شل و سر زبانی تلفظ کردن
نوک زبانی صحبت کردن
اشکال زدایی کردن
نظرات