کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زمین-گذاشتن | کلماتور
معانی کلمه : زمین گذاشتن
تلفظ بین المللی :
/zˈamin ɡˈozɑʃtˌan/
تلفظ :
[z'amin g'ozASt,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بار خود را بر زمین گذاشتن
بار خود را زمین گذاشتن
ناف بر زمین گذاشتن
حاکی از زمان گذشته
زمان گذشته
گذشت زمان
ملاقات بعد از گذشت زمان زیاد
زمان گذشته استمراری در زبان انگلیسی
زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زمین گذاشتن. [ زَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بر زمین نهادن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || استعفا کردن. ترک کردن. ( یادداشت ایضاً ).
فرهنگ فارسی
بر زمین نهادن ترک کردن
کلمات مرتبط
بار خود را بر زمین گذاشتن
بار خود را زمین گذاشتن
ناف بر زمین گذاشتن
حاکی از زمان گذشته
زمان گذشته
گذشت زمان
ملاقات بعد از گذشت زمان زیاد
زمان گذشته استمراری در زبان انگلیسی
زمان گذشته ساده در زبان انگلیسی
نظرات