زلفین. [ زُ ]( اِ ) زرفین است و آن حلقه ای باشد که بر صندوق و چهارچوب در خانه نصب کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). به همان معنی زورفین است. ( از انجمن آرا ). زنجیر. ( غیاث اللغات ). زرفین و زنجیر چهارچوبه در و صندوق و جز آن. ( ناظم الاطباء ). زرفین. زفرین. زولفین. زوفرین. اوستا «زفرن » . حلقه ای باشد که برچهارچوب در و صندوق نصب کنند و چفت یا زنجیر را بدان اندازند. ( فرهنگ فارسی معین ). در خراسان حلقه ...
فرهنگ عمید
۱. = زرفین ۲. [قدیمی، مجاز] زلف، گیسو.
فرهنگ معین
(زُ ) (اِ. ) = زورفین . زُرúفین : ۱ - حلقه ای که زنجیر یا چفت را در آن می انداختند. ۲ - زلف معشوق .
فرهنگ فارسی
حلقه، حلقه پشت دریاصندوق که رچهارچوب درکوبند( اسم ) ۱ - حلقه ای باشد که بر چار چوب در و صندوق نصب کنند و چفت یا زنجیر را بدان اندازند . ۲ - زلف معشوق . توضیح : بعضی این کلمه را زلفین بصیغه تثتیه خوانند ولی باید دانست که اولا زلف در عربی قدیم نیامده و معربست و ثانیا استعمال دوزلفین و زلفینکان از طرف گویندگان رفع شبه میکند . مع هذا گاهی به صیغه تثنیه هم بر خلاف اصل استعمال شده ....
گویش مازنی
لنگه ی همانند در
حلقه ای که بر چارچوب در و صندوق وصل کنند و زنجیر را به آن ...
/zelfin/ حلقه ای که بر چارچوب در و صندوق وصل کنند و زنجیر را به آن اندازند & لنگه ی همانند در