زریاب . [ زَ ] (ع اِ) زرباب . آب زر. رجوع به زرباب در همین لغت نامه شود.
زریاب. [ زَ ] ( ع اِ ) زرباب. آب زر. رجوع به زرباب در همین لغت نامه شود.زریاب. [ زَ ] ( اِخ ) لقب علی بن نافع مولای مهدی و معلم ابراهیم موصلی که در 136 هَ.ق. به اندلس نزد علی عبدالرحمن اوسط رفت و علی عبدالرحمن به تن خویش سواره به استقبال او شد. ( تاج العروس ، از ابن خلدون ، یادداشت بخ...
فرهنگ فارسی
لقب علی بن نافع مولی مهدی و معلم ابراهیم موصلی که در ۱۳۶ به اندلس نزد علی عبد الرحمن اوسط رفت و علی عبد الرحن به تن خویش سواره به استقبال او شد .
دانشنامه عمومی
ابوالحسن علی بن نافع مشهور به زِریاب (حدود ۷۸۸م، شمال بین النهرین - ۸۵۷م یا ۲۴۶ق) موسیقی دان، خواننده و بربط نوازی ایرانی بود که در عراق، آفریقای شمالی و اندلس زیست. از برای سیاه رویی به زِریاب مشهور شد که نام توکای سیاه در آن زمان بوده است. او از اهالی موصل که در بغداد پرورش یافت و نزد از اسحاق موصلی و دیگران موسیقی آموخت. سپس در شام و اندلس به نواختن پرداخت. گفته می شود که بر عود تاری پنجم وضع ن...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: zar yāb) زر ، آب زر ، زرباف ، به تعبیری یابندهی زر .
اسم: زریاب (پسر) (فارسی) (تلفظ: zar yāb) (فارسی: زرياب) (انگلیسی: zar yab) معنی: یابنده ی زر، زر، آب زر، زرباف، به تعبیری یابنده ی زر، ( اَعلام ) علی ابن نافع، زریاب: [قرن هجری] موسیقیدان ایرانی، که از بغداد به اندلس رفت و گفته می شود عود را تکمیل کرد و سیم پنجمی به آن افزود و ده فرزند از جمله حمدونه داشت که همه موسیقیدان بودند...