Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زرکوبی

تلفظ بین المللی : /zarkˈuːbi/ تلفظ :‌ [zaRk'u:bi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زیرکوبی
  • زرکوب
  • نجم الدین زرکوب
  • زرکوب تبریزی ابوبکر
  • زرکوب شیرازی احمد بن ابوالخیر
  • زرکوب صلاح الدین
  • شیرازی احمد بن زرکوب
  • صلاح الدین زرکوب فریدون
  • زرکوب تبریزی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زرکوبی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل زرکوب. طلاکاری. ( فرهنگ فارسی معین ) :
رخ زردم کند در اشکباری
گهی زرکوبی و گه نقره کاری.
نظامی.
|| ( ص نسبی ) زرکوبی شده. هر چیزی که روی آن طلاکوبی شده باشد. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

شغل و عمل زرکوب، طلاکوبی، طلاکاری.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . ) طلاکاری .

فرهنگ فارسی

۱ - عمل و شغل زرکوب طلاکاری . ۲ - ( صفت ) هر چیزی که روی آن طلا کاری شده باشد .
عمل و شغل زر کوب ط کاری

کلمات مرتبط

  • زیرکوبی
  • زرکوب
  • نجم الدین زرکوب
  • زرکوب تبریزی ابوبکر
  • زرکوب شیرازی احمد بن ابوالخیر
  • زرکوب صلاح الدین
  • شیرازی احمد بن زرکوب
  • صلاح الدین زرکوب فریدون
  • زرکوب تبریزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات