زربفت. [ زرر / زَ ب َ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) و گاهی با تشدید راء، مخفف زربافت. قماش زرباف. ( از آنندراج ). زرباف. زربافته. ( ناظم الاطباء ). زربافت. زربافته. زرباف. پارچه ای که در آن رشته های طلا بکار برده باشند. زرتار. زردوزی. ( فرهنگ فارسی معین ). نسج به زربافته یا زردوزی. ( شرفنامه منیری ) : ز دیبای زربفت کردش کفن خروشان بر آن شهریار انجمن.فردوسی.ز یاقوت سرخ افسری برسرش درفشان ز زربفت چینی ب...
فرهنگ عمید
پارچه ای که تارهای زر در آن به کار برده باشند، زردوزی شده، زرتار.
فرهنگ معین
(زَ. بَ ) (اِ ) پارچه ای که در آن رشته های طلا به کار برده باشند.
فرهنگ فارسی
زربافته، زرتار، زربافت، زردوزی شده ( صفت اسم ) پارچه ای که در آن رشته های طلا بکار برده باشند زرتار زردوزی . قماش زر باف
دانشنامه عمومی
زَربَفْت یا زَری بافی یکی از رشته های صنایع دستی است.گلابتون خارجیگلابتون ایرانیدر فرهنگ دکتر معین آمده است: زری یعنی پارچهٔ ساخته شده از زر (طلا). پارچه ای که پودهای آن از طلا است. زربفت.زری یا زربفت پارچه ای ظریف و بسیار گران بهاست که چله یا تار آن از ابریشم خالص است و پودهای آن ابریشم رنگی و یکی از پودها، نخ گلابتون است که می تواند زرین یا سیمین باشد.زری نفیس ترین و افسانه ای ترین منسوج ایرانی ...
نقل قول
زربفت زَربَفْت یا زَری بافی یکی از رشته های صنایع دستی است.• «عجیب ترین محصول کارگاه های پارچه بافی ایران در عهد صفویه زربفت و مخمل های آن است که هنوز در تاریخ پارچه بافی کسی نتوانسته است محصول به این زیبایی و از نظر فنی بی نقص ببافد.»سید حسین مژگانی. . -> گل های ابریشمی• «شهر کاشان به دلیل مخمل و زری های زیبا و کم نظیرش با شهر لیون فرانسه که مرکز صنایع ابریشم اروپاست هم ارز و برابر است.»ولتر.• «ب...