زراق. [ زَرْ را ] ( ع ص ) خداع. فریبنده. ( از تاج العروس ) ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). خداع. ( ذیل اقرب الموارد ). یقال : فلان زراق ؛ ای خداع. ( اللسان از ذیل اقرب الموارد ). صاحب نفاق و ریا. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عشوه گر. شیاد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : ز سالاری به شادیها همه ساله رسد مردم به زاریها رسیدم من از آن دو چشم زراقش.منوچهری.نبینی بر گه شاهی مگر غدار بی باکی...