زرادخانه. [ زَرْ را ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) سلاح خانه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). محل اسلحه و ذخایر و مهمات نظامی. قورخانه. اسلحه خانه. جبه خانه. جیباخانه. ( فرهنگ فارسی معین ). اسلحه خانه. ( ناظم الاطباء ). قورخانه . ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). فرهنگستان ایران این کلمه را بجای قورخانه پذیرفته و آن مکانی برای نگاهداری ذخائر و مهمات ارتش است : زرادخانه تو بود هشتصد کلات انبارخانه تو بود هشتصد حص...
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] مجموعۀ تسلیحات و جنگ افزاری یک کشور. ۲. اسلحه خانه، انبار اسلحه.
فرهنگ معین
( ~. نِ ) [ معر. ] (اِمر. ) انبار مهمات و اسلحه .
فرهنگ فارسی
مکانی که در آن سلاح ذخیره میشود
جبه خانه، اسلحه خانه، انباراسلحه، کارخانه سلاح ( اسم ) محل اسلحه و ذخایر و مهمات نظامی قور خانه اسلحه خانه جبه خانه جیبا خانه .
دانشنامه عمومی
زَرّادخانه، به محل ساخت، تعمیر، ذخیره و نگهداری اسلحه و مهمات نظامی گفته می شود. از زرادخانه های مشهور، می توان زرّادخانهٔ کرملین را نام برد.اسلحه خانهدر دوران قاجار، بیشتر واژهٔ ترکی قورخانه بدین منظور به کار می رفته است، ولی، فرهنگستان زبان اول، واژه فارسی زراد را به جای واژه ترکی قور پذیرفت؛ البته پیشتر هم در متون فارسی کم از این واژه استفاده نشده است؛ برای نمونه:(از منوچهری دامغانی).(از مولوی)...