کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زدا-کردن | کلماتور
معانی کلمه : زدا کردن
تلفظ بین المللی :
/zˈodɑ kˈardan/
تلفظ :
[z'odA k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زاد و ولد کردن
زد و خورد کردن
اشاره کردن و رد شدن برق زدن
بلا زده کردن
بهت زده کردن
برق زده کردن
تاول زده کردن
جوش زدن و خودخوری کردن
حیرت زده کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زدا کردن. [ زِ / زُ / زَ ک َ دَ] ( مص مرکب ) صیقل کردن و جلا دادن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
صیقل کردن و جلا دادن
کلمات مرتبط
زاد و ولد کردن
زد و خورد کردن
اشاره کردن و رد شدن برق زدن
بلا زده کردن
بهت زده کردن
برق زده کردن
تاول زده کردن
جوش زدن و خودخوری کردن
حیرت زده کردن
نظرات