زحلفة. [ زَ ل َ ف َ ] (ع مص ) غلطانیدن و دور کردن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). غلطانیدن و سردادن در زحلوقه (خیزنده گاه ). (ازمتن اللغة). دفع. دور کردن . بیکسو کردن . از بعضی ازتابعان روایت شده است که «ماازلحف ناکح الامه عن الزنا الا قلیلاً»؛ ابوعبید گوید: ماازلحف در اینجا بمعنی «دور نشد و بیکسو نشد» است و معنی روایت آن است که :ازدواج کننده ٔ با کنیز، دوری نجسته است از زنا مگر ا...