زحل . [ زَ ](اِخ ) در کتاب حفصی آمده که جاییست درناحیت یمامه وممکن است مصحف (از زحک ) باشد. (از معجم البلدان ).
۱. (نجوم) ششمین سیارۀ منظومۀ شمسی؛ کیوان. Δ منجمان قدیم آن را نحس اکبر میدانستند.
۲. (صفت) [عامیانه، مجاز] نیرنگباز؛ زرنگ.
ششمین سیارۀ منظومۀ شمسی ازلحاظ فاصله از خورشید که سیارهای گازی با قطری برابر زمین است و شامل حلقۀ زیبایی از ذرات غبار و تکههای یخ و سنگ است متـ . کیوان
(تلفظ: zohal) ششمین سیاره منظومه شمسی ، کیوان .