Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زحام

تلفظ بین المللی : /zahˈɑm/ تلفظ :‌ [zah'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زحام کردن
  • زحامیک
  • الزام
  • الزام قاعده
  • زاحم
  • زام
  • زام یاخته
  • زام یاختک
  • زاما
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زحام. [ زِ ] ( ع مص ) انبوهی کردن. ( دهار ). مزاحمت. ( مصادر زوزنی ) ( ناظم الاطباء ). انبوهی کردن و تنگی نمودن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) : چون کشانندت بدین حیله بدام جمله بینی بعد از این اندر زحام.مولوی.رجوع به زحام کردن و زحمة شود. || ( اِمص ، اِ ) انبوهی. ( غیاث اللغات از منتخب ) ( آنندراج ) ( دهار ). جماعت انبوه. ( ناظم الاطباء ) : دامن او گیر و از او جوی راه تا برهی زین همه بؤس و زحام....

فرهنگ عمید

انبوهی کردن، به هم فشار آوردن و جا تنگ کردن بر یکدیگر.

فرهنگ معین

(زِ ) [ ع . ] (اِمص . ) انبوهی ، ازدحام .

فرهنگ فارسی

انبوهی کردن، بهم فشار آوردن، انبوهی، روزقیامت
۱ - ( مصدر ) انبوهی کردن . ۲ - ( اسم ) انبوهی ازدحام . یا روز ( یوم ) زحام روز قیامت رستاخیز .
انبوهی کردن و تنگی نمودن انبوهی

کلمات مرتبط

  • زحام کردن
  • زحامیک
  • الزام
  • الزام قاعده
  • زاحم
  • زام
  • زام یاخته
  • زام یاختک
  • زاما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات