زبیدة. [ زُ ب َ دَ ](ع اِ) نام گیاهی است .
زبیدة. [ زُ ب َ دَ ] (ع اِ مصغر) مصغر زبدة است . (فرهنگ نظام ). رجوع به زبید شود.
زبیدة. [ زُ ب َ دَ ] (اِخ ) دختر اورنگ زیب از شهریاران هند. طبعی موزون داشت و گاهگاهی شعر میگفت . (زنان سخنور).
(تلفظ: zobeyda(e)) (عربی) (= زبید ) ، نام گیاهی (همیشه بهار) ؛ (در اعلام) دختر جعفر بن منصور زن هارون الرشید و مادر خلیفه امین .