زبل الحمار. [ زِ لُل ْ ح ِ ] ( ع اِ مرکب ) روث الحمار. سرگین خر. بیرونی آرد: سرگین خر خون بینی را منع کند و طریق او آن است که چون تازه باشد او را بسرشند و آب از او بیرون کنند و فتیله را درو تر کنند و در بینی نهند تا رعاف را منع کند. ( ترجمه صیدنه : خرو ). در اختیارات بدیعی آمده : سرگین خر، روث الحمار، همان عمل کند که سرگین اسب. ( اختیارات بدیعی ، زبل الفرس ). و در ذیل روث الحمار الاهلی آرد: سرگین ...