زبدقانی . [ زَ دَ ] (ص نسبی ) نسبت است به زبدقان . (از قراء عربان رود خابور). رجوع به ماده ٔ فوق و ماده ٔ ذیل شود.
زبدقانی . [ زَ دَ ] (اِخ ) سعداﷲ مکنی به ابوالوفاء فرزند فتح شاعر است و سلفی بواسطه ٔ ابوالخیر سلامةبن المفرج تمیمی رئیس عربان از او نقل (شعر) کند. (از معجم البلدان ).