زبانی . [ زُ ن َ ] (ع اِ) (...العقرب ) تثنیه ٔ زبانی در حالت نصب یا جر و اضافه .
ویژگی مطلبی که با زبان گفته شود؛ شفاهی.
= زبانیه: ◻︎ پس بفرمود تا زبانی زشت / سوی دوزخ دواندش ز بهشت (نظامی۴: ۷۲۲)
(زَ) (ص نسب .) شفاهی .
( ~.) [ ع . جِ. زبنی یا زبنیة ، از زبن به معنی رفع و برداشتن ؛ در فارسی مفرد گیرند ] (اِ.) وکیل دوزخ ، موکل آتش ؛ ج . زبانیان .
مربوط به زبان یا در سمت زبان
شفاهی، فمی ≠ قلمی، کتبی