کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زبان-سوخته | کلماتور
معانی کلمه : زبان سوخته
تلفظ بین المللی :
/zabˈɑn sˈuxteː/
تلفظ :
[zab'An s'uxte:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان ساختگی
زبان پرس وجوی ساختاریافته
توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی
دستور زبان ساخت عبارتی
زبان شناسی ساخت گرا
ساختار جمله در زبان فارسی
با بی زبانی ساختن
توسعه و ساخت بناها در زمان شاه صفی
دوباره زمان ساختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زبان سوخته. [ زَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از پشیمان شده. زیان دیده. آسیب دیده. لب سوخته. دل سوخته. دماغ سوخته :
زبان سوخته دشمنش چون چراغ.
نظامی.
فرهنگ فارسی
کنایه از پشیمان شده زیان دیده دل سوخته
کلمات مرتبط
زبان ساختگی
زبان پرس وجوی ساختاریافته
توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی
دستور زبان ساخت عبارتی
زبان شناسی ساخت گرا
ساختار جمله در زبان فارسی
با بی زبانی ساختن
توسعه و ساخت بناها در زمان شاه صفی
دوباره زمان ساختن
نظرات