زباد. [ زُ ] (ع اِ) لغتی است در زَباد. رجوع به فرهنگ نظام شود.
زباد. [ زُب ْ با ] (ع اِ) گویند داروئی است خوشبو. (الفاظ الادویة).
زباد. [ زُ ] (ع اِ) اسفیوش . قطونا «گیاهی » است . (از بحر الجواهر).
زباد. [ زَ ] (اِخ ) ابن کعب جاهلی است . (منتهی الارب ) (تاج العروس )....
فرهنگ عمید
۱. پستانداری شبیه گربه که از درون کیسه ای در زیر شکمش ماده ای خوش بو به دست می آید. ۲. روغن معطر و سیاه رنگی که از این حیوان به دست می آید.
فرهنگ معین
(زَ ) [ ع . ] (اِ. ) مادة معطری که از حیوانی به همین نام گرفته می شود.
فرهنگ فارسی
ماده خوشبووسیاهرنگ شبیه روغن درهندوحبشه است( اسم ) ۱ - ماده معطری که از غده مشک جانوری استخراج میشود و چون مقداری کم آنرا در یک ماده روغنی حل کنند عطر بسیار خوشبوی و گرانبهایی به مقدار فراوانی بدست می آید . مدفوع جانور مذبور چون در موقع خروج از مقعد طبیعه با غده مترشحه مشک این حیوان تماس یابد بسیار خوشبوست بدین جهت مدفوع خشک شده جانور را هم به نام نوعی مشک به بازار عرضه کنند . ۲ - پستانداری است از...
دانشنامه عمومی
زَبّاد یا گربه زباد پستانداری گوشت خوار از خانواده زبادان (Viverridae) است.زباد نخلی آستونشنگ زبادزباد نخلی هوززباد نخلی نواریزباد نخلی دندان کوچکزباد نخلی سولاوسیزباد نخلی نقاب دارناسازنماهازباد آفریقاییزبادگون هازباد کوچک هندیگربه های زباد ماده روغنی معطر و مشک مانندی از غده های مقعدی خود ترشح می کنند که زباد یا غالیه نام دارد.این ترشحات برای تعیین کردن قلمرو است. در جنوب چین خوردن گربه زباد بسی...