زایدر. [ زی دَ ] ( حرف اضافه +اسم ) مخفف از ایدر. از اینجا. ز اینجا : از درخت اندر گواهی خواهد اوتو بناگه از درخت اندر بگوکان تبنگو کاندر آن دینار بودآن ستد زایدر که ناهشیار بود.رودکی.بدو گفت امروز زایدر مروکه خوالیگری یافتستیم نو.فردوسی.پذیرفتم از دادگر یک خدای که گر من رسم زنده زایدر بجای.فردوسی....
فرهنگ فارسی
از اینجا زاینجا : [[ کان تبنگو کاندر آن دینار بود آن ستد زایدر که ناهشیار بود ]] ( رودکی ) . مخفف از زایدر بمعنی از اینجا