زاویة. [ ی َ ] (اِخ ) قریه ای است به موصل . (تاج العروس ).
زاویة. [ ی َ ] (اِخ ) سیدی موسی الطنبدار از زاویه های بزرگ الجزائر است .(از دائرة المعارف بستانی ). و رجوع به زاویه شود.
کنج، گوشه(ی عزلت)
آرامگاه مقدسان، بقعه
(جمع آن زاویهها و زوایا است)، گوشه
شکل هندسی حاصل از رسم دو نیمخط از یک نقطه
مثلث سه زاویه دارد
a triangle has three angles
هر یک از آنان در زاویهای مشغول نیایش بود
each of them was praying in a corner
گوشه
خانه، مسکن
حجره، غرفه
خلوتخانه، خلوتکده
بیعت، خانقاه، دیر، صومعه، عبادتخانه، معبد، تکیه
۱. کنج، گوشه
۲. بیعت، خانقاه، دیر، صومعه، عبادتخانه، معبد، تکیه
۳. خلوتخانه، خلوتکده
۴. خانه، مسکن
۵. حجره، غرفه
گوشه