زاولی. [ وُ ] ( ص نسبی ، اِ ) منسوب به شهر زاول ، زابلستانی. || مقامی است در موسیقی و رجوع به آهنگ ،در لغت نامه شود. || یکی از جمله هفت زبان پارسی که اکنون متروک است. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ): فرهنگ نویسان ، زبانهای ایرانی ، پهلوی ، دری ، پارسی و سغدی را با لهجه هائی که آنها را متروک خوانده اند: هروی ، سکزی ، زاولی و تعداد آنها را ( پس از حذف بجای زبان سریانی که غیر ایرانی بود ) به 7 رسانید...
فرهنگ عمید
۱. = زابلی ۲. (اسم ) (موسیقی ) از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به زاول . ۱ - از مردم زاول زابلی . ۲ - زبان مردم زابلستان زابلی . ۳ - مقامی است در موسیقی و آن شعبه نوزدهم از شعب بیست و چهارگانه موسیقی قدیم است .