Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زال زر

تلفظ بین المللی : /zˈɑl zˈar/ تلفظ :‌ [z'Al z'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زاغ زرع
  • زبل الزرازیر
  • زرد و زلال
  • زرد زار
  • زرد و زار
  • زاج زرد
  • زاگ زرد
  • زاغ نوک زرد
  • زازران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زال زر. [ ل ِ زَ ] ( اِخ ) نام پدر رستم است که ولایت نیمروز و زاولستان داشت و او را دستان و دستان زند و زر نیز خوانند.( شرفنامه منیری ). پدر رستم گویند به اعتبار سرخی چهره چه رنگ او سرخ و موی او سفید بود. ( برهان قاطع ). و او را زال زر نیز گفته اند بواسطه سپیدی موی بسیم شبیه بود... و گاهی بر سیم بطریق مجاز زر اطلاق کنند. ( آنندراج ). مؤلف تاریخ سیستان آرد: زرنگ بدان گفتندی [ سیستان ] را که بیشتر ...

فرهنگ فارسی

پسر سام و پدر رستم جهان پهلوان ایرانی ( داستان ) .
نام پدر رستم است

کلمات مرتبط

  • زاغ زرع
  • زبل الزرازیر
  • زرد و زلال
  • زرد زار
  • زرد و زار
  • زاج زرد
  • زاگ زرد
  • زاغ نوک زرد
  • زازران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات