کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : زار کردن
تلفظ بین المللی :
/zˈɑr kˈardan/
تلفظ :
[z'AR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چمن زار کردن
زار زار گریه کردن
زاد و ولد کردن
زبر زیر کردن
زجر کردن
زر کردن
زهر مار کردن
زور کردن
کار چون زر کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ضعیف کردن کسی را. نژند کردن. ناتوان ساختن :
گفت رنجش چیست زخمی خورده است
گفت جوع الکلب زارش کرده است.
مولوی ( مثنوی ).
فرهنگ فارسی
ضعیف کردن کسی نژند کردن ناتوان ساختن
کلمات مرتبط
چمن زار کردن
زار زار گریه کردن
زاد و ولد کردن
زبر زیر کردن
زجر کردن
زر کردن
زهر مار کردن
زور کردن
کار چون زر کردن
نظرات