کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زادگاه | کلماتور
معانی کلمه : زادگاه
تلفظ بین المللی :
/zˈɑdɡˈɑh/
تلفظ :
[z'Adg'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
زادگاه نظامی گنجوی
خانه زادگاه دکتر علی شریعتی
درخشش زادگاه
زادگان
بدیع زادگان علی اصغر
الکلی زادگان بزرگسال
تنی زادگان
انجمن الکلی زادگان بزرگسال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
زادگاه.( اِ مرکب ) مولد. وطن. محل تولد. رجوع به زاد شود.
فرهنگ عمید
جای زاییده شدن، محل تولد، مولد، وطن، میهن، زادنگاه.
فرهنگ معین
(اِمر. ) محل تولد، وطن ، میهن .
فرهنگ فارسی
جای زاییده شدن، محل تولد، مولد، میهن، زادنگاه
مولد وطن
مترادف و متضاد
زادبوم، مسقطالراس، مولد، میهن، وطن
birthplace
(اسم)
مولد، زادگاه، محل تولد، زادبوم، موطن، تولدگاه
provenance
(اسم)
حد، اصل، منشاء، زادگاه، منبع، منطقه قدرت یا درک
کلمات مرتبط
زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
زادگاه نظامی گنجوی
خانه زادگاه دکتر علی شریعتی
درخشش زادگاه
زادگان
بدیع زادگان علی اصغر
الکلی زادگان بزرگسال
تنی زادگان
انجمن الکلی زادگان بزرگسال
نظرات