زادن. [ دَ ] ( مص ) ترجمه ولاد بکسر واو و آن را بعربی ولادت بر وزن کتابت و وضعالحمل نیز گویند. ( آنندراج ).پهلوی Zatan، اوستا - Zan ( زاییدن. زاییده شدن ). «بارتولمه 1657»، در فارسی نو Zadhan-Zay. «نیبرگ 254 - 55»، هندی باستان ریشه ,eyateَjanj، سانسکریت jati «ولادت »، ارمنی Cin ( ولادت )، cnanim ( تولید کردن )، کردی Zain ( زاییدن )، افغانی [edal Zezh ( زاییده شدن )، avul ] Zezh ( تولید کردن ) Zovu...
فرهنگ عمید
۱. زاییدن، فرزند آوردن، فرزند به دنیا آوردن. ۲. [مجاز] تولید کردن. ۳. (مصدر لازم ) زاییده شدن، متولد شدن، به دنیا آمدن. ۴. (مصدر لازم ) پدید آمدن.
فرهنگ معین
(دَ ) [ په . ] (مص ل . ) ۱ - تولد یافتن ، فرزند به دنیا آوردن . ۲ - پیدا شدن . ۳ - فرزند آوردن .
فرهنگ فارسی
زاییدن، فرزند آوردن، فرزندبه دنیا آوردن، پدید ( زاد زاید خواهد زاد بزای زاینده زاده زایش ) ۱ - ( مصدر ) تولد یافتن زاییده شدن . ۲ - پیدا شدن آشکار گشتن . ۳ - ( مصدر ) تولید کردن فرزند آوردن . ترجمه ولاد بکسر واو و آنرا بعربی ولادت و وضع الحمل هم گویند
مترادف و متضاد
ایجاد کردن، تولید
زادوولد، زایش، زاییدن
۱. زادوولد، زایش، زاییدن ۲. ایجاد کردن، تولید
generate (فعل)حاصل کردن، زاییدن، تولید کردن، بوجود اوردن، زادن، احدای کردن، تناسل کردن، تولید نیرو کردنprocreate (فعل)تولید کردن، زادن...