Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زاج اخضر

تلفظ بین المللی : /zˈɑdʒ ˈaːxzar/ تلفظ :‌ [z'AdZ 'a:xzaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زاج
  • زأج
  • زاج ابیض
  • زاج احمر
  • زاج اساکفه
  • زاج اسود
  • زاج اصفر
  • زاج اهن
  • زاج بامیانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زاج اخضر. [ ج ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زاج آهن. زاج سبز. آن را بهندی هیراکسیس نامند. طبیعت آن گرم و خشک تر از سایر اقسام و سوخته آن لطیفتر و احراق آن برای لطیف بودن آن است. افعال و خواص آن : محرق و اکال و... صاحب بنیه قوی مرطوب از آن [ یک درم سوخته زاج ] بنوشد موی سفید آن ریخته بجای آن موی سیاه بروید. و مجرب دانسته اند. ولیکن چون بسیار خشک و بغایت مضر ریه است ترطیب بسیار باید نمود. و قط...

فرهنگ فارسی

زاج آهن و زاج سبز

کلمات مرتبط

  • زاج
  • زأج
  • زاج ابیض
  • زاج احمر
  • زاج اساکفه
  • زاج اسود
  • زاج اصفر
  • زاج اهن
  • زاج بامیانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات