معانی کلمه : ز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نام واج «ز».
سیزدهمین حرف الفبای فارسی؛ زِ؛ زا. Δ در حساب ابجد: «۷ ».
نام واج «ز».
سیزدهمین حرف الفبای فارسی، زِ، زا. &delta، در حساب ابجد: «۷ ».
سیزدهمین حرف الفبای فارسی، زِ، زا. &delta، در حساب ابجد: «۷ ».
فرهنگ معین
(حر. ) سیزدهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۷ می باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
از
زن سبک سرین یا کمانی که تیر از آن زود بلغزد و بر آید .
زن سبک سرین یا کمانی که تیر از آن زود بلغزد و بر آید .
دانشنامه عمومی
ز حرف یازدهم در الفبای عربی (زای)، سیزدهم در الفبای فارسی (زِ) و هفتمینِ الفبای عبری (زین ז) است. در حساب جمل به مثابهٔ عدد ۷ و منسوب به آن «زائی» است.
wiki: الفبای سیریلیک است.
wiki: ز (سیریلیک)
مترادف و متضاد
of (حرف اضافه)
از، درباره، بوسیله، از طرف، از لحاظ، ز، در جهت، از مبدا، از منشا، در سوی
واژه نامه بختیاریکا
( زِ ) ( فا ) ؛ از
