ریشه شناسی. [ ش َ / ش ِ ش ِ ] ( حامص مرکب ) صفت آنکه ریشه لغات یعنی اصل و ماده آنهارا داند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریشه شناس شود.
فرهنگ فارسی
صفت آنکه ریشه لغات یعنی اصل و ماده آنها را داند .
شاخهای از زبانشناسی که در آن به مطالعۀ منشأ و تاریخ و دگرگونی صورت و معنای واژهها میپردازند
دانشنامه عمومی
ریشه شناسی یا واژه پژوهی یا علم اشتقاق یا اِتیمولوژی (به انگلیسی: etymology)، علم مطالعهٔ تاریخی واژه ها و بررسی تحول شکل واژه ها است. مسائلی مانند اینکه چه موقع وارد زبانی شده اند، از چه منبعی وارد شده اند و این که در طول زمان چه تغییری در ساختار و معنای آن ها ایجاد شده است، در این حیطه بررسی می شود.آذریون که معرب آذرگون است و به صورت های آذریون و آذرجون هم در شعر عرب آمده اسـت.پیش از سده نوزدهم،...
مترادف و متضاد
morphophonemics(اسم)
ریشه شناسی، علم صرف
فرهنگستان زبان و ادب
{etymology} [باستان شناسی، زبان شناسی] شاخه ای از زبان شناسی که در آن به مطالعۀ منشأ و تاریخ و دگرگونی صورت و معنای واژه ها می پردازند