کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ریش-کن | کلماتور
معانی کلمه : ریش کن
تلفظ بین المللی :
/rˈiʃ kˈon/
تلفظ :
[R'iS k'on]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ریش کندن
ریشه کن
ریشه کن کردن
ریشه کَن
ریل خم کن
ریل سوراخ کن
ریل گرم کن
سوراخکن ریل بند
چنگک زمین صاف کن و ریشه جمع کن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ریش کن. [ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه کوشش بیهوده می کند. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). نامراد و محروم. ( ناظم الاطباء ) :
از هر کنار مشرق عرض تجلی اش
مه ریش کن برآمد و خور ریشخند شد.
زلالی خوانساری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
آنکه کوشش بیهوده می کند نامراد و محروم .
کلمات مرتبط
ریش کندن
ریشه کن
ریشه کن کردن
ریشه کَن
ریل خم کن
ریل سوراخ کن
ریل گرم کن
سوراخکن ریل بند
چنگک زمین صاف کن و ریشه جمع کن
نظرات