ریاحین. [ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ ریحان. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). ج ِ ریحان. به کسر «راء» درست نیست. ( از غیاث اللغات ). ج ِ ریحان ، نه به کسر چنانکه مشهورشده. گلهای خوشبو و اطلاق آن بر مطلق گلها مجاز است.( از آنندراج ). اسپرغمها. اسپرمها. ( یادداشت مؤلف ).همه گلها را گویند. ( شرفنامه منیری ) : بهار و نصرت و مجدی و اخلاقت ریاحینها بهشت حکمت و جودی و انگشتانت کوثرها.منوچهری.چشم سوی ای...