۱. آرام گرفتن، ساکن شدن، برجای بودن، ایستادن مثل ایستادن آب یا باد. ۲. بازایستادن.
فرهنگ معین
(رُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) ساکن شدن ، ایستادن . ۲ - برجای بودن . ۳ - کساد.
دانشنامه آزاد فارسی
رکود (recession)روند نزولی چرخۀ فعالیت های اقتصادی در یک کشور یا منطقه به مدت بیش از چند ماه که مشخصۀ آن اُفت تولید و سرمایه گذاری و افزایش بیکاری است. رکود سبب کاهش درآمد و مصرف خانواده می شود و حتی خانواده های ثروتمند را به آینده بیمناک می کند و موجب تأخیر آن ها در خریدهای بزرگ و سرمایه گذاری می گردد. در زمان رکود، اُفت تولید نتیجۀ کاهش خرید کالاهای بادوام توسط مصرف کنندگان و نزول خرید ماشین آلا...
فرهنگ فارسی
حالت سکون یا بیحرکتی در اقتصاد یا هر فعالیت اقتصادی
آرام گرفتن، ایستادن مثل ایستادن آب یاباد ۱ - ( مصدر ) ایستادن آسودن . ۲ - آرام شدن آرام گرفتن برجای بودن . ۳ - ( اسم ) کاهلی . ۴ - کسادی : رکود بازار . شتر ماده که پیوسته شیر دهد و قطع نکند کاسه پر