رکنی . [ رُ ] (اِخ ) در مقام نسبت به رکن آباد شیراز گفته شود. رکن آباد شیراز را نیز گویند. (برهان ) (لغت محلی شوشتر). - آب رکنی ؛ آب رکن آباد. (ناظم الاطباء) : شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است .
حافظ.
رجوع به رکن آباد شود. رکن...
فرهنگ عمید
سکۀ زر خالص: رکنی تو رکن دلم را شکست / خردم ازان خرده که بر من نشست (نظامی۱: ۷۴ ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) سکه طلای منسوب به رکن الدوله دیلمی . توضیح : بعضی آنرا منسوب به رکن - نام کیمیاگری - دانستهاند . ۲ - گوشه دار . یا درهمهای رکنی . درهمهای مربع که مهدی موسس حکومت موحدین دستور ضرب آنرا داد . در مقام نسبت به رکن آباد شیراز گفته شود