رکن . [رَ ] (ع اِ) کلاکموش . (منتهی الارب ). کلاکموش . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || موش . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). موش نر. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
عمده، مهم
اسطقس، بالار، پایه، ستون، عماد
۱. اسطقس، بالار، پایه، ستون، عماد
۲. عمده، مهم
پایه، ستون