رکاب . [ رَک ْ کا ] (ع ص ) مرد شترسوار. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). مرد بسیار سوارشونده . (از اقرب الموارد). || مرد کوشش کننده . (ناظم الاطباء).
راکب#NAME?
۱. [جمع: رُکُب] حلقۀ فلزی که به زین اسب آویزان میکنند و هنگام سوار شدن پا در آن میگذارند.
۲. پلهمانندی در کنار درشکه، اتومبیل، یا اتوبوس که مسافران هنگام سوار شدن و پیاده شدن پا بر آن میگذارند.
۳. [جمع: رکائب] [قدیمی، مجاز] اسبِ سواری؛ مَرکب.
۴. [قدیمی] نوعی پیالۀ هشتپهلوی بلند.
صفحه یا پلهای برای سوار شدن به واگن قطار
۱جای پا،در دو طرف بدن اسب ۲شال کشتی گیری سنتی