روی داد.( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) مخفف روی داده. بیان کار و کردار. سرگذشت و اتفاق و عارضه و سانحه و حادثه. ( ناظم الاطباء ). ماجرا. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
آنچه رخ داده، واقعه، حادثه، پیشامد.
فرهنگ معین
(اِ. ) (اِمص . ) واقعه ، حادثه .
فرهنگ فارسی
رواداد، حادثه، واقعه، آنچه که رخ داده، ازبدوخوب ( صفت اسم ) واقعه حادثه ماجری . مخفف روی داده . بیان کار و کردار
دانشنامه عمومی
رویداد هر موقعیتی است که برای آن برنامه ریزی شده باشد، مانند مسابقهٔ ورزشی یا دورهمی ها.رویداد (رایانش)پیشامدرویداد (نسبیت)رخداد (فلسفه) یا رویداد در فلسفهرویداد همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:wiki: فیزیک و به طور خاص در نسبیت یک رویداد دلالت به یک موقعیت یا اتفاق فیزیکی دارد که در زمان و مکان مشخصی رخ داده است. مثلاً شکسته شدن لیوان روی زمین یک رویداد است که در زمانی یگانه و...
incident (اسم)تصادف، حادثه، تصادف اتومبیل، مصیبت ناگهانی، تلافی، روی داد، واقعه، حتمی وابستهevent (اسم)حادثه، پیش امد، سانحه، اتفاق، عارضه، سرگذشت، روی داد، واقعهhappening (اسم)پیش امد، اتفاق، پا، روی دادcircumstance (اسم)پیش امد، شرح، امر، چگونگی، حال، شرایط محیط، تفصیل، اهمیت، روی دادoccasion (اسم)تصادف، سبب، فرصت، مورد، روی داد، وهله، م...
فرهنگستان زبان و ادب
{action} [سینما و تلویزیون] هر حرکتی که در برابر دوربین سینما یا تلویزیون روی می دهد {event} [آینده پژوهی و آینده نگری] هریک از عوامل اصلی و پیش بینی ناپذیر در شکل گیری آینده که سبب ناپیوستگی یا توقف یا انحراف در روندهای جاری می شود