کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روی-بند | کلماتور
معانی کلمه : روی بند
تلفظ بین المللی :
/rˈuje bˈand/
تلفظ :
[R'uje b'and]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رقاص یا بازیگر روی بند
روی پای خود بند نشدن
سنگ روی سنگ بند شدن
چکاوک ها روی بند
طبقه بندی گیاهان روی زمین
رنگ بندی روشن روی تاریک
بادبان نصب شده بر روی دیرک
ارامگاه رود بند
روز بدون سینه بند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
روی بند. [ ب َ ] ( نف مرکب ) که روی خود یا دیگری را بگیرد. که روی ببندد. || ( اِ مرکب ) روبند و نقاب و برقعی که زنان بر روی اندازند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به روبند شود.
فرهنگ فارسی
که روی خود یا دیگری را بگیرد که روی ببندد .
کلمات مرتبط
رقاص یا بازیگر روی بند
روی پای خود بند نشدن
سنگ روی سنگ بند شدن
چکاوک ها روی بند
طبقه بندی گیاهان روی زمین
رنگ بندی روشن روی تاریک
بادبان نصب شده بر روی دیرک
ارامگاه رود بند
روز بدون سینه بند
نظرات