کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روی-اندود | کلماتور
معانی کلمه : روی اندود
تلفظ بین المللی :
/rujˈɑnduːd/
تلفظ :
[Ruj'Andu:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
بدنۀ روی اندود
روی اندوده
روی اندودی
روی اندودی خشک
روی اندودی سرد
روی اندودن
تردش روی اندودی
تُردش روی اندودی
گران رَوی سنج آبلود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
روی اندود. [ اَ ] ( ن مف مرکب ) اندوده به روی. رنگ کرده به روی. ( ناظم الاطباء ). مخفف روی اندوده.
فرهنگ فارسی
اندوه به روی . رنگ کرده به روی
ویژگی فلزی، معمولاً آهن، که با غوطهوری در حمام مذاب، با فلز روی پوشش داده شده باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{galvanized} [خوردگی، مهندسی مواد و متالورژی] ویژگی فلزی، معمولاً آهن، که با غوطه وری در حمام مذاب، با فلز روی پوشش داده شده باشد
کلمات مرتبط
بدنۀ روی اندود
روی اندوده
روی اندودی
روی اندودی خشک
روی اندودی سرد
روی اندودن
تردش روی اندودی
تُردش روی اندودی
گران رَوی سنج آبلود
نظرات