معانی کلمه : روناس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گیاهی پایا و خودرو با برگ های نوک تیز و گل های کوچک زردرنگ که ریشۀ آن در تهیه رنگ قرمز کاربرد دارد، روین، رودن، رودنگ، روینگ، زغنار.
فرهنگ معین
(اِ. ) گیاهی است پایا، دارای برگ های نوک تیز و گل های کوچک زرد که از ریشة آن مادة قرمز رنگی به دست می آید که در رنگرزی به کار می رود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی است از تیره روناسیان بسیار شبیه به شیر پنیر دارای برگهای نوک تیز و گلهای کوچک و زرد ارتفاع آن به دو متر میرسد ولی برگهای آن درشت تر است و از ریشه آن ماده قرمز رنگی بدست میاید که در رنگرزی بکار رود .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: روناس (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: ru(o)nās) (فارسی: روناس) (انگلیسی: runas)
معنی: نام یک گیاه، ( در گیاهی ) گیاهی علفی، پایا و خودرو از خانواده ی روناس که از ریشه و غده ی زیرزمینیِ آن برای تهیه رنگ قرمز استفاده می شود
معنی: نام یک گیاه، ( در گیاهی ) گیاهی علفی، پایا و خودرو از خانواده ی روناس که از ریشه و غده ی زیرزمینیِ آن برای تهیه رنگ قرمز استفاده می شود
گویش اصفهانی
تکیه ای: rendâs
طاری: ruhundâs
طامه ای: ronâs
طرقی: ronnâs
کشه ای: ruhundâs
نطنزی: ronnâs
مترادف و متضاد
madder (اسم)
روناس، ریشه روناس
فرهنگستان زبان و ادب
{Rubia} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از روناسیان علفی و نیمه درختچه ای چندسالۀ خزنده یا بالارونده با حدود 60 گونه که بومی افریقا و نواحی معتدل آسیا و امریکا هستند؛ گل های کوچک آنها پنج گلبرگ زرد کم رنگ دارد و گل آذین شان خوشه ای متراکم است؛ از ریشۀ این گ...
