کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روغن-پخته | کلماتور
معانی کلمه : روغن پخته
تلفظ بین المللی :
/rˈoq1an pˈoxteː/
تلفظ :
[R'oq1an p'oxte:]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
روغن
روغن انگبین
روغن بادیان رومی
روغن بَزرَک
روغن تفالۀ زیتون
روغن جلا
روغن حل پذیر
روغن حیوانی
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
روغن بزرک گرمادادهشدهای که خشککن به آن میافزایند
فرهنگستان زبان و ادب
{boiled oil} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] روغن بزرک گرماداده شده ای که خشک کن به آن می افزایند
کلمات مرتبط
اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
روغن
روغن انگبین
روغن بادیان رومی
روغن بَزرَک
روغن تفالۀ زیتون
روغن جلا
روغن حل پذیر
روغن حیوانی
نظرات