کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روغن-سرخ-کردنی | کلماتور
معانی کلمه : روغن سرخ کردنی
تلفظ بین المللی :
/rˈoq1an sˈorx kardˈani/
تلفظ :
[R'oq1an s'oRx kaRd'ani]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
بی روغن سر چرب کردن
در روغن سرخ کرده
روغن گل سرخ
روغن سر
روغن سر نهنگ
سر دیگ حلیم روغن می رود
بی روغن سر چرب
سینه سرخ های روشن
سر روشن
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
روغنی که به علت پایداری حرارتی بالا برای سرخ کردن غذا مناسب است
فرهنگستان زبان و ادب
{frying oil} [علوم و فنّاوری غذا] روغنی که به علت پایداری حرارتی بالا برای سرخ کردن غذا مناسب است
کلمات مرتبط
بی روغن سر چرب کردن
در روغن سرخ کرده
روغن گل سرخ
روغن سر
روغن سر نهنگ
سر دیگ حلیم روغن می رود
بی روغن سر چرب
سینه سرخ های روشن
سر روشن
نظرات