کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روزی-خوار | کلماتور
معانی کلمه : روزی خوار
تلفظ بین المللی :
/ruːzˈixɑr/
تلفظ :
[Ru:z'ixAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روزی خواره
روزه خوار
مار موش خوار روسی
روزه خواری
اسفند رومی بی خار
روزی
روزی افزای
روزی بخش
روزی تنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
روزی خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مُرتَزَق. ( یادداشت مؤلف ). مردم. خلایق. ( شرفنامه منیری در ذیل روزی خواران ). روزی خورنده. هریک از افراد آدمی : گوید از دیدن حق محرومندمشتی آب وگل روزی خوارش.خاقانی.وظیفه روزی خواران بخطای منکر نبرد.( گلستان ).در بعض نسخه های گلستان بصورت مذکور است در نسخه چ فروغی «وظیفه روزی » است. مؤلف در فیشهای خود به «وظیفه روزی خواری » تصحیح قیاسی کرده است....
فرهنگ عمید
آن که روزی می خورد، انسان یا حیوان که بهره و نصیب از رزق وروزی دارد.
فرهنگ فارسی
مردم . خلایق
کلمات مرتبط
روزی خواره
روزه خوار
مار موش خوار روسی
روزه خواری
اسفند رومی بی خار
روزی
روزی افزای
روزی بخش
روزی تنگ
نظرات