کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روزبروز | کلماتور
معانی کلمه : روزبروز
تلفظ بین المللی :
/ruzbˈeruz/
تلفظ :
[Ruzb'eRuz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
روزاروز
روزروز
روبرو شدن
روبرو کردن
روبروی
با خصومت روبرو شدن
باد روبرو
از روبرو
چرخش به منظور روبرو شدن با حریف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
روزبروز. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) همه روز. ( ناظم الاطباء ). چند روز متوالی و از پی هم. یوماً فیوماً. ( ناظم الاطباء ). همیشه :
گل برچنند روز بروز از درخت گل
زین گلبنان هنوز مگر گل نچیده اند!
سعدی.
فرهنگ فارسی
همه روز . چند روز متوالی و از پی هم
مترادف و متضاد
daily
(قید)
یومیه، روزبروز، بطور یومیه
کلمات مرتبط
روزاروز
روزروز
روبرو شدن
روبرو کردن
روبروی
با خصومت روبرو شدن
باد روبرو
از روبرو
چرخش به منظور روبرو شدن با حریف
نظرات