معانی کلمه : روز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ق . ) زمانی که از طلوع آفتاب آغاز و به غروب آفتاب ختم شود، نهار. مق شب ، لیل .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش اصفهانی
تکیه ای: ru
طاری: rö
طامه ای: ru
طرقی: rö
کشه ای: ri
نطنزی: ru
مترادف و متضاد
نهار، یوم ≠ شب، لیل
دوره، زمان، گاه، وقت
۱. نهار، یوم
۲. دوره، زمان، گاه، وقت ≠ شب، لیل
day (اسم)
روز، روز روشن، یوم، روشنی روز، خادم روم
daytime (اسم)
روز، هنگام روز، مدت روز
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
رو
