معانی کلمه : رودخانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جای رود، بستر رود، مجرای رود.
۲. نهر بزرگ.
۲. نهر بزرگ.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِمر. ) رود، نهر بزرگ .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جای رود، بستررود، مجرای رود، نهربزرگ
( اسم ) ۱ - جایی که رود از آن عبور کند بستر رود . ۲ - رود نهر بزرگ .
دهی است از دهستان بالا رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه .
نام یکی از دهستانهای هشتگانه بخش میناب از شهرستان بندر عباس .
( اسم ) ۱ - جایی که رود از آن عبور کند بستر رود . ۲ - رود نهر بزرگ .
دهی است از دهستان بالا رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه .
نام یکی از دهستانهای هشتگانه بخش میناب از شهرستان بندر عباس .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش اصفهانی
تکیه ای: rudxuna
طاری: roxuna
طامه ای: ruxuna
طرقی: röxâna
کشه ای: röxâna
نطنزی: ruxuna
مترادف و متضاد
رود، شط، نهر
flow (اسم)
مد، جریان، گردش، باطلاق، بده، روانی، روند، رودخانه
river (اسم)
رود، رودخانه
