رود. (اِ)به یونانی ورد است . (فهرست مخزن الادویه ). گل سرخ .
رود. [ رَ ] (ع ص ) ریح رود؛ باد نرم . (منتهی الارب ). باد نرم وزش . (از اقرب الموارد).
نهر بسیاربزرگی که به دریا میریزد؛ شط.
۱. لخت؛ برهنه.
۲. مرغ پَرکَنده.
۳. گوسفند پوستکنده.
۱. سرود؛ نغمه.
۲. آرشه.
۳. تار و رشتهای که بر روی ساز کشیده میشود.
۴. ساز.
〈 رود زدن: [قدیمی] ساز زدن.
(اِ.) فرزند، پسر یا دختر.
[ په . ] (اِ.) نهر، جوی .
(اِ.) 1 - ساز، ساز زهی . 2 - سرود.
جامگان (مِ) (اِمر.) جِ رود جامه .
فرزند.
ساز
جگربند، جگرپاره، فرزند، کودک
جدول، جویبار، جوی، رودخانه، نهر
۱. جدول، جویبار، جوی، رودخانه، نهر
۲. جگربند، جگرپاره، فرزند، کودک
۳. ساز