کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : روبارویی
تلفظ بین المللی :
/ruːbˈɑruːˌiː/
تلفظ :
[Ru:b'ARu:,i:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روباروی
روباروی شدن
روباروی کردن
رویارویی
رویارویی با پیشامدها
طرح رویارویی با پیشامدها
گروه رویارویی
گروه رویارویی با پیشامدها
گروه رویارویی با پیشامدهای امنیت رایانه ای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
روبارویی. ( حامص مرکب ) تقابل. مقابلة. روبرو شدن. رجوع به روباروی شود.
فرهنگ فارسی
تقابل مقابله
کلمات مرتبط
روباروی
روباروی شدن
روباروی کردن
رویارویی
رویارویی با پیشامدها
طرح رویارویی با پیشامدها
گروه رویارویی
گروه رویارویی با پیشامدها
گروه رویارویی با پیشامدهای امنیت رایانه ای
نظرات