روارو. [ رُ وا ] (ص مرکب ، ق مرکب ) روبارو. روبرو. مقابل و مواجه . (ناظم الاطباء).
روارو. [ رَ رَ / رُو / رُ رُو ] ( اِمص مرکب ) کثرت آمد و شد خلق. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). آمد و شد خلق در شادی یا شیون. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).بسیاری آمد و رفت مردم. ( ناظم الاطباء ) : سپیده دم ز لشکرگاه خسروسوی باغ سپید آمد روارو.نظامی.در روارو فتاد موکب شاه نم ب...
فرهنگ عمید
۱. کثرت آمدوشد.۲. آمدوشد مردم درجایی.۳. پیاپی و باشتاب رفتن گروهی از مردم یا سپاهیان: زمین از بار آهن خم گرفته / هوا را از روارو دم گرفته (نظامی۲: ۲۵۴ ).* روارو برآمدن: [قدیمی] فریاد روارو بلند شدن، بانگ بروبرو زدن: روارو برآمد که بگشای راه / که آمد نوآیین یکی پیشگاه (فردوسی: ۲/۳۷۳ ).* روارو زدن: [قدیمی] فریاد بروبرو برآوردن: وقت بیاید که روارو زنند / سکهٴ ما بر درمی نو زنند (نظامی۱: ۶۲ )....
فرهنگ معین
(رَ ) (اِمص . ) آمد و شد مردم در جایی ، کثرت آمد و شد.
فرهنگ فارسی
کثرت آمدوشد، آمدوشدمردم درجایی، پیاپی وباشتاب ( اسم ) رفت و آمد بسیار آمد و شد . روبرو مقابل و مواجه